با عرض سلام من فرشاد هستم متولد 30/6/1368 در شهرستان بهبهان استان خوزستان این وبلاگ برای عاشقا هست و هیچ گونه محدودیت سنی نیز ندارد. با دادن نظرات مرا در این امر یاری فرمایید.
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 18:9 توسط فرشاد
|
سلام سلام
سلام سلام هزار تا سلام من اومدم با آپ جدید ببخشید اگه مطالبم قشنگ نبود .
ولی از این به بعد سعی میکنم مطالبم پر محتوا تر باشه قربون همه شما فعلا....
دفتر عشق مر آهسته بگشا ای رفیق *********** در میان هر ورق یک قلب عاشق خفته است
عشق یعنی.........
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه ****** پاک کن از زندگی اندوه آه
عشق یعنی آرزوی یک وصال ****** آرزوی یک وصال بی زلال
عشق یعنی فرصت تابندگی ****** عشق یعنی راز و سفر زندگی
عشق یعنی سوختن در یک قفس ****** ساختن با شعله ها در هر قفس
عشق یعنی دوری از امواج آب ****** زندگی در ساحل غم های آب
عشق یعنی زندگی از سر بگیر ****** دردت از آلاله پرپر بگیر
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 20:2 توسط فرشاد
|
بهت نمی گم....
بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ، نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ، اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن ، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ، اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم ، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني ، صدام كن ، قلبم تنها خرابه ي وجود توست
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 12:27 توسط فرشاد
|
عشــــــــــــــــــــــــق
آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند آهاي عاشقان اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيدآهاي عاشقان به عشق خود وفادار باشيد ، تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد آهاي عاشقان از تمام وجود عاشق شويد ، و با اراده و اطمينان پا به اين راه بگذاريد رسم عاشقي دروغ و خيانت نيست ، رسم عاشقي صداقت است پس سرلوحه و الگوي خود را صداقت قرار دهيد آهاي عاشقان نه لازم است مجنون باشيد و نه فرهاد ، تنها خودتان باشيد ، همين و بسآهاي عاشقان عشق را براي قلبش بخواهيد نه براي هوس و خوش گذارني و گذراندن لحظه هاي زندگي با هدف عاشق شويد و با عشق نيز از اين دنيا برويد
بر تك تك كلمات وجودم و بر آينه هاي كدر و تيره ي قلبم ، بر دريچه هاي سياه اميدم، و بر آتش گدازنده ي شوقم، آب خموشي فرو ميريزم . دوست دارم تو را با تمام وجود احساس كنم و قلبت را براي شقايق ها به ارمغان ببرم . دستان سبزت را با لبان سرخم پيوند دهم و اميد با تو بودن را با خود به مرداب هاي غم فرو نبرم . شب هاي مهتابي با ياد صورت دلگشاي تو ، لبان ماه را بوسه مي زنم و ستاره را در آغوش مي فشارم . انگشتان باريك ميخك را در دستان سردم مي فشارم فقط با ياد تو . با ياد توست اي مهربان كه شكوفه هايم مي رويند ، پرنده هايم مي خوانند ، افقم طلوع مي كند و اصلا با ياد توست كه شميم بنفشه ها را احساس مي كنم . اي شبهاي من ! اي روزهاي من ! سبز من ! بهار من ! نواي من ! تو را مي ستايم و در قمار زندگي خود را براي تو مي بازم .
ميدانم دريچه پر مـهر قلب تو تا هميشه به رويم باز اسـت
اگر هيچ صدايي مرا نخواند ، همين بس که صداي مهربان تو آرامم کند
حتـــي اگـــر در هفـت آســـمان ، يک ستاره هـــم بــه من چــشمک نزنـــــد
بزرگتــرين دلخوشــي ام چشمان توست کــه يه آسمــان ستاره در آن آشيان دارند
چـــرا کـــه تو از ســـرزمين خورشيدي و آفتــــاب صميمي نگــاهت مــانـــدني اســت
حتـــي در هجــــوم بـــي رحـــم دردهـــاي زندگــي تنهـــــا نگـــاه پــــر مهــــر تو ســـت که
فــــــردايــــــــي ســـــبــــــز را بــــــــرايـــــــم تــــــــرانــــــــه مـــــــي خــــــوانــــــــد
مــن بــــي تو پوچم و بـــدون محبت تو از خزان بي مهري افسرده شده و در زمــــــســـــتــــــان بــــــي مـــــحــــبــــتـــــي مــــي مــــيــــرم
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 11:23 توسط فرشاد
|
عاشقانه
+
نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 8:6 توسط فرشاد
|
عاشق شو
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده درس مقصود از کارگاه هستی
جلوتر از من قدم بر ندار شایددنبالت نیایم,
پشت سرم راه نرو شاید من راه را بلد نباشم.
در کنارم گام بردار و دوستم باش.
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 9:44 توسط فرشاد
|
می دونی؟
می دونم عشق یه معمای دیگه س
سر زمین دل یه دنیای دیگه س
می دونم سادگی جاش تو قصه هاس
دل سپردن به یه معنای دیگه س
می دونم که عاشقی نیس راهش این
عشق؛ سرمایه و سودای دیگه س
عاشقا ساده و بی رنگ ریان
قلبشون مثل یه دریای دیگه س
واسشون تا از دل دیار بگی
رنگ روشون به یه سیمای دیگه س
چینی قلبشونم اگه شکست
دلشون خوشبه یه فردای دیگه س
عاشقا؛دیارشون؛شهر شبه
فکرشون تو خواب رویای دیگه س
شهر عشقو مثل من خوب بلدن
عشقشون سنبل عشقای دیگه س
اون روزی که عشق اومد دلم رو برد
فهمیدم نگاش یه جورای دیگه س
منی که ساده بودم مثل وفا
ندونستمکه دلش جای دیگه س
مث بارون نم نمک حرف می زدم
تا بگم چشات یه شهلای دیگه س
واژه هام تپق زدن؛ تا بدونه
تو دلم یه شور و غوغای دیگه س
می دونستم حواسش اینجا ها نیس
پیش یه عاشق و رسوای دیگه س
تو آخرین نفس دلم می گفت:
دیدی عشقم یه معمای دیگه س
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 9:38 توسط فرشاد
|
چقدر شبیه خودت می شوی وقتی:
ö برسربرگ همه روزهای زندگی ات می نویسی: به نام خداوند بخشنده مهربان.
ö به بی کرانگی لطف پروردگار, ایمان داری.
ö خودت را از هیچ جزء هستی ,جدا نمی دانی.
ö می دانی اگر تو بخواهی, پیروزی در هر کاری ممکن است.
ö همیشه به خودت افتخار می کنی.
ö روی آیینه اتاقت این نوشته را- با خط درشت- می چسبانی: امروز روز تولد من است! و هر وقت جلوی آیینه می روی آن را با صدای بلند می خوانی.
ö نویسنده کتاب زندگی خودت هستی.
ö در هیچ لحظه ای, تفکر توانگرانه را فراموش نمی کنی.
ö می دانی که باور, در زندگی ات نقش موثری دارد. پس سعی می کنی به چیزهای خوب باور داشته باشی.
ö هر روز گامی در جهت افزایش اعتماد به نفست بر می داری.
ö به این امر آگاه هستی که تنها کسی که می تواند تو را به عرش برساند, خودت هستی.
ö ذهنت پر است از اندیشه های سبز عشق , محبت ,ثروت, توانگری, سلامت و ...
ö در برخورد با دیگران-حتی کسانی که رفتار و برخورد مناسبی ندارند- سعی می کنی فقط به وجود متعالی آن ها توجه کنی.
ö هر روز تکرار می کنی : نابغه های دنیا چیزی بیشتر از من ندارند!
ö برای انجام هر کاری, ابتدا اطلاعات لازم را کسب, جمع آوری ,مرتب و بررسی می کنی سپس اقدام می کنی.
ö از کتابخانه محل سکونت ات نهایت استاده را می بری.
öافتخارات گذشته ات را فراموش نمی کنی و همیشه آنها را به خودت یادآور می شویاما هرگز به انها نمی چسبی ,بلکه در پی کسب افتخارات بهتر هستی.
ö به هدفی که برای خودت در نظر گرفته ای, علاقه داری و هر روز آن را-از زاویه های مختلف- بررسی می کنی.
ö با داشتن افکار مثبت و امید بخش , مسیر زندگی ات را سبز نگه می داری.
ö ایمان داری که برای خدا- و تو- همه چیز ممکن است...!!!
و تو!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 9:32 توسط فرشاد
|
برای آزادی روح
عشق
در جستجوی عشق بودن مانند گریز از عاشقی است. عشق فرمانپذیر نیست. قاعده و قانونی ندارد. تنها می توان با شفاف و حساس شدن, قابلیت عاشقی را در وجود پروراند.
برای آزادی روح ,باید که عاشق بود. چون عشق و آزادی هر دو با هم
می شوند. اولین گام در راه عشق ورزی طلب کردن است. طلب کن و باز طلب کن. از خدا بخواه که عشق را روزیت کند. از خواستن و باز خواستن خسته نباش. نفس عادت کرده تا هر چه را که می خواهد با شتاب دریافت کند.اما در این مسیر بعد از طلب باید که صبر کنی. صبر کردن, تو را زلال می کند و پوسته های ضخیم نفس را می تراشد. اگر بدانی که صبوری در دلطلب است, آن وقت پذیرش آن برایت آسان خواهد شد. برای طی کردن این مسیر زندگی را رها کن و حیران باش. با چشم دل ببین, نه با پندار و ذهن.با هر نفسی که می کشی پرده های پندار رایکی یکی پس بزن و هر لحظه را با یاد وصال کوتاه کن. با هر نفس به خود بگو:
" همین که هستم, یعنی او مرا می خواهد و من او را می طلبم."
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 9:24 توسط فرشاد
|