اين جا صدايي خسته در نبض تو منزل مي كند
جغرافياي دست تو ، مي گيرد و ول مي كند
احساس تو در غربت اين نبض ها گم مي شود
سر در گمي فهميدن دل را چه مشكل مي كند
سهم دلم از عشق تو ، تنها نگاهي خسته بود
اما نگاه خسته ات انگار دل دل مي كند
من مانده ام تنها تر از تنها كنار كوه غم
غمگين ترين تنهاييم را عشق حاصل مي كند
اما غزل هم صحبت خوبي برايم مي شود
قلب مرا آهسته از عشق تو غافل مي كند
مريم آرام(ساقي)